مرتضى مطهرى
274
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يگانه عامل و عامل منحصر پيدايش اين جريانهاست . پس جبر زمان - كه اين كلمه را توده اىها به دهان ديگران انداختهاند - به معناى اينكه تمام مقدّرات بشر را اقتصاد تعيين مىكند ، حرف درستى نيست ؛ عرض كردم به دليل اينكه آن تفسيرى كه آنها دربارهء انسان كردهاند غلط از آب درآمده است و ديگر امروز شما در ميان فيلسوفهاى آزادفكر دنيا ولو مادى مسلك باشند ، نمىتوانيد كسى را پيدا كنيد كه انسان را ماشين اقتصادى بداند . نظر راسل فيلسوف معروف انگليسى ، برتراند راسل يك آدم مادى مسلك و ضد مذهب است . نه به خدا اعتقاد دارد و نه به هيچ مذهبى و اتفاقاً از جنبههاى مسلكىِ اجتماعى ، سوسياليست است و تمايلش به كمونيستها خيلى زياد است . ولى در عين حال اين فلسفه را نمىپذيرد ، مىگويد اين حرف غلط است . همانطور كه عرض كردم اگر همين قدر ثابت بشود كه تمام حوادث دنيا را علل اقتصادى به وجود نياورده است ، جبر زمان به اين مفهوم غلط است . براى مثال مغول به ايران حمله كرد . حملهء مغول ممكن است ريشهء اقتصادى داشته باشد اما آيا واقعاً ريشهء اقتصادى داشته است ؟ تاريخ خلاف اين را نشان مىدهد . بشر غريزهء ديگرى دارد به نام غريزهء برترى طلبى . بشر همانطور كه تحت تأثير علل اقتصادى است ، تحت تأثير شخصيت پرستى خودش هم هست . تاريخ اينطور مىگويد : مغولها در وهلهء اول قصد حمله به ايران را نداشتند . البته چنگيز به آنها سر و صورتى داده بود و نيرويى پيدا كرده بودند . چند نفر از تجار اينها به ايران مىآيند و به دربار سلطان مىروند . اموال اينها را مىگيرند . به آنها برمىخورد . كسانى را پيش سلطان مىفرستند كه چرا اموال تجار ما را توقيف كردهايد ؟ توضيح مىخواستند . مأمورين رسمى آنها را مىكشند در صورتى كه در هيچ جاى دنيا معمول نبوده است كه دشمن ، رسولها و مأمور ابلاغها را بكشد . وقتى كه اين خبر به مغولها رسيد ، آتش گرفتند ؛ يعنى به شخصيتشان لطمه وارد شد ، احساس تحقير كردند ، عصبانى شدند ، يعنى آن حس شخصيت پرستى و مقام پرستى كه در هر فردى هست و محرّك است تحريك شد . يك دفعه مثل سيل هجوم آوردند . تازه ايرانيها نرفتند به علت كار بدى كه كرده بودند از مغول معذرت بخواهند ، جنگيدند . معلوم است ، نتيجه همين مىشود